تاریخ هفت کشور
خداوند اين كشور را از شر دشمن ، خشكسالي و دروغ محفوظ نگه دارد
در گذشتههای دور ایرانیان به گرد آتش می آمدند و با نوشيدن شيره گياه هوم (هَئومَه (و با پايكوبی و هلهله و شادي به قربانی جانوران (بیشتر گاو) ميپرداختند و بخشي از آن گوشت را به آتش ميافكندند. زرتشت غريوهای مستانه و افكندن گوشت قربانی در آتش و آلوده كردن آن را ،رد كرد و كشتن جانوران را به رنج، و تباه كردن گوشت آن را كاری اهريمنی به شمار آورد و در برابر اينها خشنودی و پايكوبی و شادمانی در گرد آتش را درست و برابر با اَرْتَة (فضيلت، سامان و نظم هستی ) و نيكوكارانه شمرد. جشن سوری يا چهارشنبه سوری كه اينك در شب چهارشنبه پایانی سال با آداب ويژهاي برگزار می شود، يكي از جشنهای پرشكوه و سرشار از آیین های میهنی بوده است.در این روز دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی می پرداختند. گواه بر آن است كه اين جشن از آغاز سده هفتم هجری به دست فراموشي سپرده شد، سپس به گونه ای ديگر از سدههای دهم رواج یافته است. هاشم رضي در كتاب گاه شماری و جشنهای ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكی از چند شب پایانی سال، جشن سوری را كه آیینی ديرينه بود، با آتشافروزی همگانی برپا ميكردند. افروختن آتش گوشه زدن( كنايه) از راه يافتن روشنی دانش در دل و روان است كه نشانه های اهريمنی را از ميان برميدارد. چنانكه ازنشان های فرهنگی و آیین دیرین ايرانيان برپا كردن جشن و سرور و شادي بوده است و هدف از آن بالا بردن شادی تن و روان برای تلاش، كوشش و سازندگی بيشتر بوده است. استاد پورداود پژوهشگر بزرگ ایران باستان ،پريدن از روی آتش و چیز های نادرست گفتن درباره آن را زشت می پندارد چنانكه در كتاب آناهيتا ميگويد:«در جشن چهارشنبه سوری از روی آتش جستن و ناسزایی چون سرخي تو از من و زردی من از تو گفتن، از روزگارانی است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان خود آتش را نماينده فروغ ايزدي نميدانستند … » در ایران باستان هم آیین های این جشن برگزار میشد اما به علت سپندینگی آتش که یکی از دهش های اهورا مزدا(خداوند یکتا )است ،هرگز روی آتش نميپريدند ونکه (بلكه) به دور آتش شادی و پايكوبی ميكردند . چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها رساندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر اندوه و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز( که عربی شده واژه می باشد) زنده نگاه داشته اند که براستی از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است. بنا بر باور ایرانیان ، هنگام جشن سوری می بایست از خانه بيرون رفت و همپای دیگر مردمان جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سا ل نو همراه با شادی و پیروزی باشد. فرهنگ ایرانی همواره ستایشگر و پاسدار شادی بوده است. شور بختانه امروزه فرهنگ دیرینه ما بیگانه(غریبه) گشته و مردمانی از روی نا آگاهی جشن چهارشنبه سوری را به جشنی ناخور پیشنه آن تبدیل کرده اند وباترقه و دیگر مواد انفجاری چهره این جشن باشکوه و دیرینه راتیره و تار ساخته اند. بیایید جشن های ایرانی را درست بر پا کنیم جشن هایی که جز شادی ارمغان دیگری نداشتند.


