تبليغاتX
تاریخ هفت کشور

تاریخ هفت کشور

خداوند اين كشور را از شر دشمن ، خشكسالي و دروغ محفوظ نگه دارد

درود بر روان پاکِ بزرگمرد ایران، فردوسی ـ درود بر روان گذشتگان با فر و دانش، که فرهنگی چنین زیبا و گرانمایه برایمان به یادگار گذاشتند و درود بر شما گرامیان که برای پاسداری و گسترش این فرهنگ بزرگ در اینجا گرد هم آمده اید.
پیش از آغازِ کار برای گسترش فرهنگ ایران زمین، نخست، باید به پایداری فرهنگی بپردازیم و از راههای پایدای فرهنگی در اینجا میتوان نگرشی به راه کارهای زیر داشت:
1.
بر پا کردن آیینهای میهن
2.
پاسداری و پالایش زبان فارسی
3.
برتری در دانش و فن
4.
نگهداری و پاسداری تاریخ و داستانهای میهنی
5.
پدیدآوری شاهکارهای ادبی و هنری

و
.
.
.
جا دارد در زمینه پاسداری و پالایش زبان فارسی همگی تلاش کنیم و تا آنجا که میتوانیم از بکار بردن واژه های بیگانه بپرهیزیم. در این راستا از این که اگر در سخنانم واژه های بیگانه ای به کار میبرم، پیشایش پوزش میخواهم.
دربارة آیینهای میهنی نخست میباید چرایی و چگونگی این آیینها و جشن ها را بدانیم.
جشن ها بخش بزرگی از آئین های میهنی ما می باشند.
هنگام پژوهش در آیینهای میهنی این مرز و بوم در مییابیم که جشنهای فراوانی درگذشته های دور و نزدیک برپا میشده، بی آن که به آیینهای سوگواری پرداخته شود، اکنون پرسش این است که چرا؟
اندیشه راستین روا نمیدارد برای کسی که نیک زندگی کرده و به رستگاری می رسد سوگواری و مویه کرد و همچنین برای آنکس که بد راه بوده و جز در تباهی زندگی و پیکار و راه استوار نکوشیده نیز، گریه و شیون و مویه کاری بخردانه نیست.
واژه جشن گرفته شده از «یَسن» اوستایی است که برابر با ستایش و پرستش میباشد. هم چنین همبسته است با «یَشن» پهلوی که برابر با نیایش میباشد و بارگرانی از دانسته ها و آیینهای دیرین را بر دوش دارد. واژه جشن که امروزه به جای «عید» و «روزهای خوش» به کار میرود، در روزگاران کهن روشی بوده که در آن آیینهای دینی همراه با سرور و شادمانی برگزار میشده است، به دیگر سخن، واژه ((جشن)) برابر با ستایش و پرستش دینی همراه با سرور و شادی است .
برای نمونه هم اکنون هم جشن نوروز را با نیایش پرودگار آغاز می کنیم و بهترین خواسته ها و آرزوها را در آغاز می کنیم و بهترین خواسته ها و آرزوها را در آغاز سال نو برای یکدیگر از خداوند بزرگ می خواهیم. آرمان برگزاری این همه جشن و گردهم آیی ها، نزدیکی یکایک مردم و آفرینش هم خویی و یگانگی و همدستی بین ایشان برای از بین بردن دشواریها و یاری به یکدیگر بوده است. که اگر بخواهیم در زمینة پایه های استوار روانشناسی نهفته در این آیینها گفتو کنیم سخن بسیار و زمان کم است.
تنها به این نکته فکر کنیم که یک انسان شاد تا چه باید نیرومنتر از یک انسان خمود و افسرده است. ایرانیان باستان دارای گاهشماری و سالنمای ویژه ای بودند: هر ماه سی روز بوده و هر روز نامی برای خود داشته، در این سی روز، دوازده روز همنامِ دوازده ماه بود، هر گاه نام ماه با نام روز برابر میشده آن روز را جشن میگرفتند،
و از این رهگذر، دوازده جشن در سال که بهتر است آنها را جشنهای ماهانه بنامیم، پدید آمد: برای نمونه فروردین نام نخستین ماه سال است و روز نوزدهم از هر ماه نیز فروردین نامیده میشود پس در 19 فروردین چون نام روز و ماه یکی شده جشن برپا میشود.
به تازگی شاهد چاپ تقویم هایی هستیم که برای نمونه جشن باستانی اسفندگان را پنج اسفند در نگرگرفته اند. در حالی که در سالنمای زرتشتیان 29 بهمن برای این جشن در نگرگرفته شده حال پرسش این است چرا؟ و کدام درست است؟
اگر به نام باستانی روزهای ماه دقت کنیم پنجمین روز از هر ماه سپندارمزد (به معنی فروتنی و مهر پاک می باشد و بنابر پایه برگزاری جشن های ماهانه که با برابر شده نام روز و نام ماه جشن برگزار می شده این جشن می بایست در پنجمین روز از دوازدهمین ماه باستانی برگزار شود وقتی گاهشماری باستانی را با گاهماری کنونی تطابق دهیم پنجمین روز از دوازدهمین ماه سال باستانی با بیست و نهمین روز از یازدهمین ماه تقویم جلالی برابر می باشد. بنابر این برگزاری جشن اسفندگان در بیست و نه بهمن درست می باشد.
درباره چگونگی تطابق دو تقویم محاسبات زیر را در نگر می گیریم.
پیش از اشو زرتشت سال چنین محاسبه می شد:
365
روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه
1
سال= 360 روز= روز 30× 12 ماه
و هر 6 سال 1 ماه به آخر سال اضافه میکردند
30
روز= روز 5× هر 6 سال
و هر 120سال 1ماه به آخر سال اضافه میکردند.
30
روز = روز× هر 120 سال
اشو زرتشت5 روز را به آخر سال اضافه کرد و
ا روز در هر 4 سال به نام اورداد روز را کبیسه کرد و سال ثابت 365 روز و روز را پدید آورد.


در زمان ملک شاه سلجوقی به تأثیر خواجه نظام الملک گروهی از تقویم شناسان مشهور به سرپرستی عمرخیام به این نتایج رسیدند:
365= 89 (
روز زمستان)+ 90 (روز پاییز) + 93 (روز تابستان) + 93 (روز بهار)
و یک روز هم کبیسه در هر 4 سال
هدف چه بود؟ تطبیق روز نخست این تقویم با نقطة اعتدال بهاری بر اساس طول سال متوسط اعتدالی. یعنی طول سال، با تقویم طبیعی برابری دارد.
و نیز طول هر فصل به دلیل کوشش برای انطباق روزهای هر ماه خورشیدی با مدت زمان توقف خورشید در برج های همزمان آن با طول فصلهای طبیعی و نقطه اعتدال.
هم اکنون زرتشتیان به این گاهشماری و کار گروه خیام احترام گذاشته اند و از آن بهره میبرند و هم زمان تقویم دینی خود را بر روی این تقویم رسمی تطبیق داده اند و با در نظر گرفتن تفاوت بین این دو گاهشماری سالنمای خود را به چاپ میرسانند بنابر این جشن سپندارمذ با در نگرگرفتن 6 روزی که در فصل بهار و تابستان گنجانده شده در 29 بهمن به تقویم جلالی مطابق با پنجمین روز از اسفندماهِ دینی آنها برگزار میشود حال اگر کسی میخواهد آیینی کهن را بر پا کند و به فرهنگ باستان احترام بگذارد باید عملاً احترام بگذارد و آن را بپذیرد به آن که ظاهراً بگوید فرهنگ و دانش گذشتگان ما بزرگ و خوبست اما عملاً آن را نفی کند. دوستداران فرهنگ هوشیارانه به این نکته دقت داشته باشند که چاپ تقویم های ناهماهنگ با تقویم رسمی کشور و یا انتشار مطالبی مبهم در باره تقویم و گاهشماری بی احترامی به خرد و دانش همگان است. زیرا اگر کسی واقعا نکته جدیدی درباره گاهشماری یافته نخست باید به جامعه علمی بصورت مقاله(کتبی) ارائه دهد. تا مورد بررسی دانشمندان قرار گیرد. و پس از پذیرفته شدن مطلب در جامعه علمی اقدام به چاپ تقویم نماید. از چاپ خودسرانه تقویم و گاهشماری و نیز انتشار مطالب مبهم در مورد گاهشماری نتیجه درستی بدست نمی آید . ماندگاری فرهنگ نتیجه رفتار درست فرهنگی است.
بزرگش ندانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد.

بس بگردید و بگردد روزگار

ای که دستت میرسد کاری بکن

گنج خواهی در طلب رنجی ببر

نام نیک رفتگان ضایع مکن

دل به دنیا در نبندد و هوشیار

پیش از آن که کز تو ناید هیچ کار

خرمن از می بایدت تخمی بکار

تا بماند نام نیکت برقرار

نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 14:29 توسط حسین صفری| |